سيد جلال الدين آشتيانى

699

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اختصاص به محققان از اهل توحيد دارد ، غير اين طايفه « رضى الله عنهم » ، در اين مطلب از مكان بعيد ندا مىكنند . « فهم لعمرى ينادون من مكان بعيد » . اسدّ طرق و صراطات نيل بكمال ، صراط و طريقهء حقيقت محمد « ص » عليه السلام ، و ائمهء تابعان و وارثان مقام و علوم او احوال اويند ، كه جامع بين تنزيه و تشبيه و فرق و جمعند . حقيقت اين طريقهء مستقيمه در سورهء فاتحة الكتاب مسطور است ، از بيان حقايق موجود . سرّ اينكه حقيقت محمديه « ص » ، اختصاص به مظهريّت اسم الله دارد ، و از وجود او امداد بموجودات مىرسد ، از تفسير اين سوره معلوم مىشود . در « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ، اسرارى نهفته است . اسم هر شىء معرف آن شىء است . اسماء حق تعالى ، صفات متعدده متقابله‌اند كه ذات به آنها اتصاف دارد و منشأ تقييد وجود مطلق صرف مىباشند و به اعتبارى جميع حقايق ، اسماء الهيه‌اند ؛ چون ظاهر و مظهر در وجود خارجى اتحاد دارند . نحوهء اتحادى كه مجهولة الكنه و الحقيقة است . جميع حقايق وجودى و اسماء الهى و يا مظاهر ، باعتبار هويات و خصايص دلالت بر ذات و صفات حق مىنمايند . « اللّه » اسم ذات متصف بصفات و اسماء است ، و باعتبار اصل هويت ، جامع جميع اسماء است . به همين جهت ، به آن اسم اعظم اطلاق نموده‌اند ، و حقيقت محمديه به اعتبارى اصل وجود و حقيقت عين اين اسم است ، و عين ثابت او صورت و تعين اين اسم اعظم است . لذا سمت سيادت باعيان ثابته جميع ممكنات دارد . كما حققناه في مطاوى هذا الشرح . رحمان اسم حق است ، باعتبار آنكه مفيض اصل وجود است در بدايت وجود و ايجاد . لذا جمعى آن را صورت اسم اللّه و جامع جميع اسماء دانسته‌اند . و فرق آن با اسم الله و اعظم مثل فرق بين وجود منبسط و عقل اول است ، كه باطلاق و تقييد ، و اجمال و تفصيل با يكديگر فرق دارند . فافهم هذا فانه مفتاح مفاتيح المعرفة في مسألة مظهرية الاسماء كما حققناه آنفا و سنحققه ايضا . اطلاق اسم « رحيم » به حق تعالى ، باعتبار آنست كه مفيض كمالات و شئونات معنوى بر حقيقت انسان است . باعتبار نهايت اصل وجود در همه سارى است .